مدتی پيش جناب آقای داود علیپناه مجموعهای از شعرهای زيبای خود درباره روستای کزج را در اختيار بنده قرار دادند تا در سايت قرار گيرد. خوشبختانه بعد از مدتها بالاخره توانستم در لابلاي هجوم انبوه کارهای مختلف، فرصتی برای بررسی و ورود دو قطعه شعر ايشان پيدا کنم و حقيقتا از مطالعه آثار در حين اين کار بسيار لذت بردم. اميدوارم شما نيز با خواندن اين قطعات، با يادآوری خاطرات دور و نزديک روستايیتر شويد.
آنايوردوم اين شعر به سبکی شبيه به حيدربابای شهريار، به کارهای روزمره مردم روستا از بيان شاعر اشاره می کند و ما را با حال و روز ايام گذشته روستای کزج آشنا میکند. شاعر سعی کرده است بدون پيچيدگی گفتاری و به صورتی کاملا صميمی و ساده، خاطرات خود را در بيانی شعرگونه بازنويسی کند. برای خواندن اين قطعه شعر اينجا را کليک کنيد. | | روستايم کزج با خواندن شعر "روستايم کزج" نگاه عميق شاعر به زيبايیها، پيشينه تاريخی، اصالت و سادگی روستا را که با احساسی پاک و بی پروا آميخته شده است، در میيابيم. شاعر در اين قطعه سعی کرده است غربت کزج، اين "گنج بینشان" را به ما يادآوری کند تا حال و هوای روستايی را از ياد نبريم. برای خواندن اين قطعه شعر اينجا را کليک کنيد. |
|